
در طول مطالعه، چهار نفر از ۱۶ شرکتکننده به دلیل تداخل با برنامه کاری از مطالعه انصراف دادند؛ فرآیندها و اندازهگیریها با ۱۲ شرکتکننده ادامه یافت که تأثیر قابلتوجهی بر توان آماری مورد نیاز برای تحلیل دادهها نداشت (۱۹، ۲۲). این مطالعه شامل ۴ مرد و ۸ زن بود، با میانگین سنی ۲۹.۱ ± ۵.۳ سال، قد ۱.۶۶ ± ۰.۱ متر، وزن ۶۷.۰۳ ± ۸.۲ کیلوگرم، شاخص توده بدنی (BMI) ۲۴.۴ ± ۳.۳ کیلوگرم بر متر مربع و قند خون ناشتا (FBS) ۴.۸ ± ۰.۳ میلیمول بر لیتر.
میانگین مقادیر شاخص گلیسمی (GI) و بار گلیسمی (GL) تمام غذاهای آزمایششده در جدول ۲ و شکل ۱ ارائه شده است. مقادیر GI به صورت میانگین به همراه خطای استاندارد گزارش شدهاند و در دستههای پاسخ گلیسمی پایین، متوسط یا بالا طبقهبندی شدهاند. مقادیر برش به ترتیب ۵۵، ۵۶–۶۹ و ۷۰ در نظر گرفته شدهاند (۸).
ترکیب برنج قهوهای با عدس با مقدار GI برابر ۵۵ در دسته GI پایین قرار گرفت؛ نان جو و برنج قهوهای مقادیر GI برابر ۶۶ و ۶۵ داشتند و بنابراین در دسته GI متوسط قرار گرفتند. نان بربری بالاترین مقدار گلیسمی را در میان غذاهای آزمایششده داشت. مقدار GI نان بربری ۹۹ بود و بنابراین در دسته GI بالا قرار گرفت. سایر انواع نان نیز مقادیر GI بالایی داشتند: نان چاودار ۸۴، سنگک ۸۲، تافتون ۷۹ و لواش ۷۲. در گروههای نان چاودار و نان جو یک مقدار پرت وجود داشت که پس از حذف مقادیر پرت، مقادیر GI دوباره محاسبه شد. مقادیر GI (میانگین (SE)) بدون حذف مقادیر پرت به ترتیب ۹۰ (۹) و ۷۲ (۸) بودند.
نتایج این مطالعه نشان میدهد که منابع رایج کربوهیدرات در رژیمهای غذایی ایرانی، شاخص گلیسمی (GI) نسبتاً بالایی دارند که میتواند یکی از عوامل افزایش نرخ چاقی و دیابت نوع ۲ باشد. نتایج همچنین نشان میدهد که با تشویق به مصرف نان جو و جایگزینی برنج سفید با برنج قهوهای یا ترکیبی از برنج قهوهای و عدس، پتانسیل قابلتوجهی برای کاهش شاخص گلیسمی کلی رژیمهای غذایی ایرانی وجود دارد.




